ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
292
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
هر يك سه هزار و ششصد و شصت درهم وزن داشت ، و تنورى از نقره بود به وزن چهل رطل شامى و صد و پنجاه قنديل كوچك نقره بود و بيش از بيست قنديل كوچك طلا ، و ديگر غنايم كه در حساب نمىگنجد . از سوى مردم بيت المقدس جمعى با قاضى ابو سعيد الهروى به بغداد رفتند و در ديوان خلافت صورت واقعه را بيان نمودند . مردم سخت گريستند و تأسف خوردند . خليفه جمعى از اعيان چون قاضى ابو محمد دامغانى و ابو بكر چاچى و ابو القاسم زنجانى و ابو الوفاء بن عقيل را نزد سلطان بركيارق فرستاد و از او خواست به يارى اسلام برخيزد . اين جماعت به حلوان آمدند در آنجا از اضطراب دولت سلجوقى و قتل مجد الملك بلاسانى [ 1 ] كه در دولت او فرمانروا بود خبر يافتند و از اختلاف ميان برادران آگاه شدند و بازگشتند . فرنگان بر آن بلاد دست يافتند و گود فروا از ملوك خود را بر بيت المقدس فرمانروايى دادند . حركت سپاهيان مصر به جنگ فرنگان چون خبر واقعه به مصر رسيد ، الافضل امير الجيوش لشكر گرد آورد و به عسقلان راند و فرنگان را پيامهايى درشت داد و تهديدها كرد . آنان نيز پاسخها دادند و لشكر به سر مصريان راندند . هنوز افضل سپاه خود را در عسقلان تعبيه نداده بود كه فرنگان در رسيدند . مسلمانان منهزم شدند و بسيارى از آنان كشته شدند و بنه و لشكرگاهشان به تاراج رفت . الافضل به عسقلان گريخت و سپاهيانش پراكنده شدند جماعتى از منهزمين درون بيشهاى از درختان جمير ( نوعى انجير ) پنهان شدند . [ فرنگان درختان را آتش زدند . جمعى سوختند و جمعى به هنگام فرار كشته شدند . ] [ 2 ] الافضل به مصر باز گرديد . فرنگان عسقلان را محاصره كردند . مردم بيست هزار دينار دادند تا آنان دست از محاصره برداشتند و به بيت المقدس باز گرديدند . نبرد كمشتكين بن دانشمند با فرنگان كمشتكين بن دانشمند معروف به طايلو [ 3 ] از تركمانان بود . دانشمند به معنى معلم است . زيرا پدرش معلم تركمانان بود . احوالش دگرگون شد تا آنجا كه سيواس را در تصرف آورد . صاحب ملطيه با او دشمنى مىورزيد و از بوهموند از سران فرنگان عليه او يارى خواست او نيز با پنج هزار سپاهى به جنگش آمد . كمشتكين به نبرد او برخاست و لشكرش بشكست و او را
--> [ ( 1 ) ] متن : محمد الملك الب ارسلان . [ ( 2 ) ] در متن چنين است : استبدوا بنحسر الحمير ، به جاى استتروا بشجر الجمير . . . و آنچه ميان دو قلاب آمده از متن ساقط بود از ابن اثير افزوديم ( حوادث سال 492 ) . [ ( 3 ) ] متن : طابلوا .